x تبلیغات
محسن مسلمان

بخشی از تونل خط ۲ مترو اصفهان فرو ریخت

 

اصفهان- مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان از ریزش تونل در دست حفاری خط ۲ مترو اصفهان خبرداد.

منصور شیشه فروش در گفتگو با اظهار کرد: ساعت ۳:۴۰ دقیقه بامداد امروز حادثه ریزش جزئی در تونل ارتباطی در دست حفاری در مسیر خط ۲ متروی اصفهان در میدان امید واقع در منطقه ۱۴ شهرداری به وقوع پیوست.

وی ادامه داد: بلافاصله سه تیم امدادی و ایمنی از سازمان آتش نشانی، عوامل فنی شرکت مترو و پلیس راهور به محل اعزام و ضمن ایمن سازی محل و اجرای طرح ترافیکی و کنترل عبور خودروها در جهت رفع خطر از مسیر تونل و محدوده ریزش اقدام کردند.

مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان با بیان اینکه این ریزش خوشبختانه خسارات جانی نداشت، خاطرنشان کرد: علت این حادثه، جنس خاک و برخورد با توده لایه‌های ماسه‌ای درمسیر تونل ارتباطی ایستگاه دارک تا دپوی ۲ قطار شهری گزارش شده است.

 

منبع:

 

https://yesbookmarks.com/story16413949/1xyek

https://tripsbookmarks.com/story16447509/1xyek

https://ticketsbookmarks.com/story16295943/1xyek

 

پیش بینی هواشناسی هرمزگان چهارشنبه ۱۷ بهمن

 

بندرعباس- اداره کل هواشناسی هرمزگان آخرین پیش بینی وضعیت جوی، دریایی و دمایی هرمزگان را تشریح کرد.

به گزارش، مورخ چهارشنبه هفدهم بهمن ماه ۱۴۰۳ شرایط آرامی در استان حاکم خواهد بود و ساعات شب افزایش ابر از غرب استان پیش بینی می‌شود.

طی روز جاری در طول روز آسمان در بیشتر نقاط استان صاف خواهد بود و از ساعات شب افزایش ابر از غرب استان مورد انتظار است.

دریا نیز نسبتاً آرام و شرایط برای ترددهای دریایی مساعد خواهد بود.

روزهای پنجشنبه و جمعه با افزایش بادهای جنوب شرقی و از روز شنبه با وزش بادهای نسبتاً شدید شمال غربی دریا به ویژه در خلیج فارس مواج خواهد شد.

توصیه می‌شود تمهیدات لازم در بنادر استان به خصوص بنادر غربی صورت گیرد.

همچنین در این مدت تحت تأثیر فعالیت سامانه بارشی در پاره‌ای نقاط استان با تاکید بر نیمه شرقی استان و محدوده تنگه هرمز، رگبار باران و رعد و برق گاه تگرگ پیش بینی می‌شود.

طی این مدت به لحاظ دمایی به تدریج افزایش نسبی دمای کمینه در استان پیش بینی می‌شود

 

منبع:

 

https://geilebookmarks.com/story16370601/1xyek

https://bookmarkmoz.com/story16372677/1xyek

https://baidubookmark.com/story16296611/1xyek

 

آدورنو چه درس‌هایی برای امروز دارد؟ گفت‌وگوی دنیل استاینمتز-جنکینز با پیتر گوردون، ترجمه: مهرناز رزا

 

امروزه یکی از مزایای نظریه‌ی انتقادی این است که این مکتب فکری خود را درون نظامی بسته محدود نمی‌کند؛ اصلاً طرح ایده‌‌ای با عنوان مکتب فرانکفورت گم‌راه‌کننده است. بیش‌تر یک نگرش است: نگرشی که به ما اجازه می‌دهد به تناقض‌ها گشوده باشیم و درک‌‌‌هایمان را پیوسته تعدیل کنیم. این ایده که فرایند یادگیری را در پاسخ به شرایط جدید در خود جای داده است، در ذات خود این نظریه نهفته است

مقدمه: کم‌تر متفکری در قرن بیستم به اندازه‌ی تئودور آدورنو به بدبینی شهره است؛ دیدگاه او درباره‌ی جامعه‌ی مدرن، آن‌گونه که برخی باور دارند، تجسمی از یأس مطلق است. رهبر نام‌دار مکتب انتقادی فرانکفورت روزی به طنز گفته بود: «هر تصویری از انسانیت، جز تصویر منفی آن، ایدئولوژی است.» با این حال، پیتر گوردون، تاریخ‌نگار اندیشه از دانشگاه هاروارد، در کتاب خود، شادی نامطمئن (Precarious Happiness)، استدلال می‌کند چنین خوانش‌هایی از آدورنو، که او را بدبین یا شکاک کامل می‌پندارند، اساساً نادرست است. به‌جای آن، گوردون نشان می‌دهد که پروژه‌ی آدورنو به سوی برداشتی از شادی و شکوفایی انسانی در جهانی شکسته و آسیب‌دیده حرکت می‌کند. بنابراین، حتی با تأکید آدورنو بر آسیب‌دیدگی جهانْ شادی هم‌چنان قابل‌ دست‌یابی است، و از همین‌جاست که برداشت از زندگی خوب در اندیشه‌ی او حالتی نامطمئن پیدا می‌کند. گفت‌وگوی مجله‌ی نیشن را با پیتر گوردون در ۹ ژانویه ۲۰۲۵ درباره‌ی برداشت آدورنو از شادی، تفکر او درباره‌ی جاز و موسیقی کلاسیک، رابطه‌ی او با مکتب فرانکفورت و آینده‌ی‌ نظریه‌ی انتقادی می‌خوانید.

***

دنیل استاینمتزـ جنکینز: تعداد کمی از فیلسوفان قرن بیستم به‌اندازه‌ی آدورنو به دلیل نگاه کاملاً بدبینانه‌اش به جهان مدرن شهرت یافته‌اند. کتاب شما استدلال می‌کند که این دیدگاه درباره‌ی او نادرست است. اما پیش از آن‌که دلایل شما را بررسی کنیم، آیا می‌توانید ابتدا نکاتی را درباره‌ی ویژگی‌های معرف نظریه‌ی انتقادی که در مؤسسه‌ی تحقیقات اجتماعی توسعه یافت ــ مدرسه‌ی مشهور نظریه‌ی اجتماعی آلمان که آدورنو بیش از صد سال پیش یکی از بنیان‌گذاران آن بود ــ بیان کنید؟ و این ویژگی‌ها چگونه به دیدگاه رایجی که آدورنو را صرفاً منتقد جوامع مدرن می‌داند، مرتبط است؟

پیتر گوردون: مؤسسه‌ی تحقیقات اجتماعی در ۱۹۲۳ در فرانکفورت تأسیس شد و در سال‌های اول بیش‌تر آرشیوی برای تاریخ طبقه‌ی کارگر بود و در پروژه‌ی ویرایش و انتشار آثار مارکس و انگلس مشارکت داشت. اما فقط در اوایل دهه‌ی ۱۹۳۰ و با ریاست ماکس هورکهایمر بود که خاستگاه چیزی شد که امروزه «نظریه‌ی انتقادی» می‌نامیم. این مؤسسه جمعی از روشن‌فکران را از جمله فریدریش پولاک، هربرت مارکوزه و البته تئودور آدورنو دربر می‌گرفت. نظریه‌ی انتقادی همواره رویکردی بسیار متنوع و میان‌رشته‌ای بوده که جامعه‌شناسی و فلسفه را دربر می‌گیرد، اما هیچ محدودیت جزمی ندارد. این نظریه در طول زمان تغییرات چشم‌گیری داشته و هم‌چنان مملو از اختلاف‌نظرها و حتی شکاف‌های جدی است.

شاید ارزش داشته باشد که یک اغتشاش کوچک ترم‌شناختی را شفاف کنیم: امروزه اصطلاح «نظریه‌ی انتقادی» اغلب به معنای گسترده‌‌ای به‌کار می‌رود تا طیف وسیعی از رویکردها را توصیف کند (برای مثال، رویکردهای مرتبط با تبارشناسی نیچه‌ای یا فوکویی، یا گرایش‌هایی که از ساختارگرایی و پساساختارگرایی فرانسوی یا نشانه‌شناسی پدید آمده‌اند). اما این رویکردها صرفاً ارتباطی اندک و غیرمستقیم با نظریه‌ی انتقادی مرتبط با مؤسسه‌ی فرانکفورت دارند. من علاقه‌ای به تعیین مرزهای سخت‌گیرانه‌ی فکری ندارم و این معنای گسترده‌ نیز مزایای زیادی دارد، اما برای دقت بیش‌تر بهتر است این تمایز را در ذهن داشته باشیم.

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت این است که همواره از میراث ایدئالیسم آلمانی، از کانت و هگل گرفته تا تحول ماتریالیستی هگل‌گرایی چپ به روایت مارکسْ الهام گرفته است. هورکهایمر زمانی گفته بود که نظریه‌ی انتقادی با «محتوای ماتریالیستی در مفهوم ایدئالیستی عقل» هدایت می‌شود. به نظر من، این توصیف کم‌وبیش دقیق است: جهت‌گیری اصلی نظریه‌ی انتقادی تلاش برای درک بهتر آسیب‌‌های ساختاری جامعه‌ی مدرن است که موجب رنج گسترده می‌شوند و مانع ظهور جامعه‌ای واقعاً آزاد و عقلانی اند. این نظریه کاربردِ نقدی است عقلانی که با قصدی رهایی‌بخش هدایت می‌شود. با این حال، امروزه نباید از نظریه‌ی انتقادی هم‌چون نظامی جامع و بسته نسبت به دیگر رویکردها دفاع کرد. بنا به یک عبارت آلمانی، این نظریه امروز بیش‌تر یک Denkstil یا «سبک اندیشه» (style of thinking) است تا نظریه‌ای ثابت و مستقل.

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: شما اشاره کردید که برخی جنبه‌های برداشت رایج از آدورنو به‌عنوان متفکری بدبینْ اشتباه نیست. اما این برداشت‌ها در کجا به کج‌فهمی او منجر می‌شود؟

پیتر گوردون: آدورنو به نسل اول نظریه‌پردازان انتقادی تعلق داشت که در دهه‌ی ۱۹۳۰ از فاشیسم اروپایی گریختند. بیش‌تر آن‌ها از جنگ جان سالم به در بردند ــ هرچند والتر بنیامین، که عضو غیررسمی مؤسسه بود و عمدتاً پس از ۱۹۳۳ در پاریس زندگی می‌کرد، به شکلی تراژیک در مسیر فرار درگذشت. با گذر زمان، ما که هنوز به نسل اول علاقه‌مندیم، بیش‌تر به تنوع دیدگاه‌های آن‌ها پی برده‌ایم. آدورنو هم‌چنان به دلیل گرایش فلسفی منحصربه‌فردش، به‌ویژه در اثر دیرهنگامش «دیالکتیک منفی» (Negative Dialectics) که اولین بار در ۱۹۶۶ منتشر شد ــ سه سال پیش از مرگش ــ توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.

بسیاری از پژوهش‌گران به تفسیر آثار آدورنو پرداخته‌اند و من نمی‌خواهم نوآوری ادعاهای خودم را بیش از حد برجسته کنم. آدورنو اغلب به‌عنوان یک بدبین مطلق دیده می‌شود که نقدش را تنها به کشف آن‌چه «منفی» یا غیرعقلانی در جامعه‌ی مدرن است، اختصاص داده است. تصویری که از آدورنو به‌عنوان فردی اخمو و ضدجریان اصلی یا نخبه‌گرا وجود دارد، هم‌چنان مانع درک درست آثارش می‌شود. به نظر من، این کاریکاتور در حق پیچیدگی اندیشه‌ی او ظلم می‌کند. استدلال اصلی من این است که آدورنو بسیار پیچیده‌تر و متناقض‌تر ــ یا به زبان فنی‌تر، دیالکتیکی‌تر ــ از تفسیرهای رایج است. او به‌عنوان نظریه‌پردازی انتقادی، کار خود را به آشکارسازی امر منفی‌ اختصاص داد، اما نگاهی پیش‌دستانه به امکان شکوفایی انسانی داشت که به‌طور کامل تحقق نیافته است.

نوشته‌های آدورنو، هرچند اغلب تیره و حتی بی‌رحمانه در نقد بی‌منطقی‌های جامعه امروز هستند، با این حال در آن‌ها لحظاتی از آن‌چه شادی می‌تواند باشد، مشاهده می‌شود. این پیش‌دستی‌ها البته نامطمئن‌اند، زیرا در دنیایی آسیب‌دیده گویی از پشت شیشه‌ای کدر نگاه می‌کنیم. اما مفهوم خیری محقق‌نشدهْ در دلِ نقدِ آن‌چه شر استْ نهفته است. آدورنو یک‌بار در پاسخ به این مفهوم هگلی که فلسفه فقط وظیفه دارد تا خاکستری جهان را با خاکستری ترسیم کند، توضیح داد:

«آگاهی حتی نمی‌تواند نسبت به چیزی که خاکستری است ناامید شود، مگر این‌که ما رنگ دیگری داشته باشیم که رد پراکنده‌ی آن در کلیت امر منفی ناپدید نمی‌شود.»

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: پس، ویژگی‌های اصلی آن‌چه شما به‌عنوان «شادی نامطمئن» در اندیشه‌ی آدورنو توصیف می‌کنید، چیست؟

پیتر گوردون: ایده‌آل هنجاری شادی یا شکوفایی انسانی ریشه در فلسفه‌ی کلاسیک دارد ــ در افلاطون، ارسطو و فیلسوفان رواقی مانند سنکا. این ایده در کانت اهمیت مرکزی پیدا کرد، چنان‌که در استدلال‌های اخلاقی باید هم‌گرایی نهایی بین رفتار فضیلت‌مندانه‌ و حقوق طبیعی‌مان را پیش‌فرض بگیریم. کانت این هم‌گرایی را بالاترین خیر (summum bonum) در نظر می‌گرفت. نتیجه این است که تقاضاهای اخلاقی و انتظار طبیعی برای شادی اصولاً نباید با هم در تضاد باشند. البته کانت بر این باور بود که برای تصور این هم‌گرایی، باید یک آخرت را پیش‌فرض بگیریم. آدورنو در دیالکتیک منفی از استدلال‌های کانت استفاده می‌کند، اما استنتاج او را که بالاترین خیر همانا فراتر از زندگی فانی است، به‌شدت رد می‌کند. چنان‌که آدورنو توضیح می‌دهد، جوهر فلسفه‌ی کانت «تصورناپذیری ناامیدی» است، اما تقاضا برای شادی می‌تواند بدون استناد به بن‌انگاره‌ی ابدیت کانت حفظ شود. برعکس، آدورنو می‌گوید ما می‌توانیم بن‌انگاره‌ی شادی را فقط در صورتی تأیید کنیم که «متافیزیک به ماتریالیسم تبدیل شود.» این نتیجه برای من جذاب است. آدورنو در نقد اجتماعی خود آن‌قدر واقع‌گراست تا اذعان کند که ما هیچ تصوری قطعی یا کاملی نداریم که شادی ما چگونه باید باشد. دیدگاه اصلی او این است که در دنیایی آسیب‌دیدهْ همه ایده‌آل‌های ما نیز آسیب‌دیده‌اند؛ این نشان‌دهنده‌ی دل‌سردی مارکسیستی او از ترسیم هرگونه تصویر از یوتوپیا است. به همین دلیل است که تمام اشاره‌های کنونی به شادی (به گفته‌ی خود آدورنو) «نامطمئن» و درهم‌تنیده با ناامیدی‌اند.

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: آیا ایده‌ی «شادی نامطمئن» صرفاً یک ایده‌ی الاهیاتی نیست؟ به‌نظر می‌رسد شبیه به این باشد که جهان سقوط کرده و انسان‌ها گناهکارند، با این حال هنوز جرقه‌هایی از نور و امید وجود دارد، زیرا جهان را خدای مهربانی ساخته و انسان‌ها را به‌تصویر خود آفریده.

پیتر گوردون: نمی‌گویم مفهوم شادی صرفاً الاهیاتی است یا حتی اساساً الاهیاتی است. این پرسش که زندگی سرشار از شکوفایی انسانی چه باید باشد، از ابتدای فلسفه یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش بوده و حتی در تفکر مارکسیستی و نئومارکسیستی نیز دوباره به‌عنوان یک موضوع مطرح می‌شود ــ برای مثال، استدلال‌‌های مارکوزه در کتاب اروس و تمدن را در نظر بگیرید. البته، گاهی ممکن است به تفسیرهایی برخورد کنیم که می‌خواهند آدورنو را یک متأله یا نیمه‌متأله معرفی کنند. این تفسیرها می‌توانند آموزنده باشند: در کتاب قبلی‌ام، امکان مقایسه‌ی دیالکتیک منفی آدورنو با الاهیات منفی را بررسی کرده بودم. با این حال، در نهایت باید در برابر این پیشنهاد که او به‌نوعی اندیش‌مندی مذهبی بوده، مقاومت کنیم. مشکل این برچسب‌ها این است که یک‌سویه‌اند.

آدورنو در سنت فلسفیْ اندیش‌مندی دیالکتیکی است. منظورم این است که او مانند هگلْ منابع مفهومی گذشته را هم به‌کار می‌گیرد و هم بر آن‌ها غلبه می‌کند. بنابراین نباید از این تعجب کنیم که او مایل است از مفاهیم الاهیاتی استفاده کند، آن هم زمانی که معنای‌شان می‌تواند به او کمک کند تا برخی از ادعاهای فلسفی دنیوی یا حتی ماتریالیستی را مطرح کند. گزینه‌ی دیگر، موضعی تحقیرآمیز یا جای‌گزینی است که بایگانی مفاهیم گذشته را به‌عنوان چیزی اصلاح‌ناپذیر محکوم کند ــ مجموعه‌ای از اندیشه‌های منسوخ که باید به‌طور کامل کنار گذاشته شوند. من به‌عنوان یک تاریخ‌نگار فلسفه چنین نگرشی را بسیار غیرمفید می‌بینم.

ما هم‌چنان از فلسفه‌های گذشته می‌آموزیم، حتی در حالی که جهانْ ما را با شرایطی به‌ظاهر بی‌سابقه روبه‌رو می‌کند. من کسی را نمی‌شناسم که ادعا کند باید از خواندن افلاطون دست بکشیم، فقط به این دلیل که اکثر ما اکنون تعهدات متافیزیکی قوی او را باورناپذیر می‌دانیم. تفکر دیالکتیکی در این زمینه را می‌توان تلاشی برای صورت‌بندی ساختار اساسی فرایند یادگیری انسان در نظر گرفت: ما محتوای تجربی را برمی‌گیریم، آن‌ها را تحت بررسی عقلانی قرار می‌دهیم و سپس آن‌چه را که می‌توانیم حفظ می‌کنیم، حتی با این‌که آن‌چه را می‌دانیمْ با درک عمیق‌تری از دانش تغییر می‌دهیم. برای آدورنو، این فرایند یادگیری او را به یک حرکت سکولار متعهد می‌کند که می‌تواند از الاهیات بیاموزد، حتی در حالی که هیچ مفهومیْ امر مقدس را از تغییر مصون نمی‌دارد. او این دیدگاه را در یک بحث رادیویی (که بعدها با عنوان «وحی یا عقل خودمختار»( Revelation or Autonomous Reason) منتشر شد) در اواخر دهه‌ی 1950 چنین بیان می‌کند: «هیچ محتوای الاهیاتی بدون تغییر باقی نمی‌ماند؛ هر محتوا باید خود را تحت آزمایش انتقال به دنیای سکولار و دنیای نامقدس قرار دهد.»

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: شما نوشته‌اید که خوانندگان باید آماده باشند که بپذیرند آدورنو مارکسیست به معنای عقیدتی آن نیست. اما در عین حال اشاره می‌کنید که درک او از شکوفایی انسانی مدیون بینش‌های مارکسیستی بود. آیا می‌توانید در این زمینه توضیح دهید؟

پیتر گوردون: آدورنو به هیچ‌وجه پیرو نظریه‌ی مارکسیستی به معنای متداول آن نبود، اگر منظورمان از این عبارت، نظریه‌ای باشد که پتانسیل انقلابی خاصی به طبقه‌ی کارگر نسبت دهد و در تضاد طبقاتی نیروی محرکه‌ای برای تحول تاریخی ببیند که به وضعیتی از آزادی جهانی می‌انجامد و تاریخ را به پایان می‌رساند. آدورنو به‌شدت نسبت به خوش‌بینی فناورانه که به‌طور ضمنی در مارکسیسم راست‌آیین وجود دارد، بدگمان بود و مانند بسیاری از هم‌نسلان خود، اعتمادش را به پرولتاریا به عنوان عامل واحد و جمعی تاریخ از دست داده بود. او هم‌چنین عنصر قوی اکونومیستی را که در برخی نسخه‌های ماتریالیسم تاریخی وجود دارد نپذیرفت. آدورنو نگران بود که اکونومیسم بازتاب ایدئولوژی ناآزادی است: اکونومیسم به جای آن‌که خودانگاره‌ی انسان را به‌عنوان عاملی بازسازی کند که ظرفیت شکل‌دهی به سرنوشت خود را دارد، تجربه‌اش از انسان را به‌عنوان موجوداتی صرفاً شی‌واره که در سازوکارهای جبری محبوس‌اند، همیشگی می‌سازد. می‌توان گفت مارکسیسم عامیانهْ راه‌حلی برای ناآزادی ما نیست؛ بلکه صرفاً نشانه‌ی آن است.

آدورنو هم‌چنین هرگز آن‌قدر احمق نبود که به ایدئولوژی‌های یک‌سان‌گرای حزب کمونیست بپیوندد و در مارکسیسم-لنینیسم شورویْ شکلی بی‌رحمانه از جمع‌گرایی استبدادی می‌دید که به‌جای تحقق رویای اصلی مارکسْ خیانتی به آن بود.

با این حال، نقد آدورنو به ایدئولوژی مارکسیستی به هیچ‌وجه به این معنا نیست که او را حامی لیبرالیسم جنگ سرد بدانیم (یا هر دسته‌بندی دیگری که ممکن است به ذهن برسد). بسیاری از افراد آگاه انتخاب کاذب میان کمونیسم و ضدکمونیسم را که در قرن بیستم بسیاری از روشن‌فکران را اسیر کرده بود، رد کرده‌اند. کسانی از ما که خانواده‌ای از بلوک شوروی داریم، بخشی از رنج‌هایی را که این نظام برای میلیون‌ها نفر به ارمغان آورد، می‌دانیم. با این حال، می‌خواهم استدلال کنم که آدورنو در فلسفه‌اش هم‌چنان جهت‌گیری ماتریالیستی گسترده‌ای را حفظ می‌کند، هرچند که من اصطلاح «ماتریالیستی» را در وسیع‌ترین معنای ممکن استفاده می‌کنم، چرا که او بالاترین اهمیت را به تجربه‌ی دنیوی شکوفایی انسانی می‌دهد و کاملاً جدی‌ به ایده‌ی مارکسیستی تغییر در ساختارهای اجتماعی معتقد است، به‌طوری که این تغییر می‌تواند به «رهایی حواس انسان» منجر شود.

آدورنو در سراسر آثارش به کاوش در این موضوع می‌پردازد که معنای تحقق واقعی انسان در تجربه‌ی مادی در تمام ابعاد گوناگون آن چیست؛ از ساده‌ترین لذت‌های جسمانی گرفته تا والاترین لذت‌های هنری. بسیاری از خوانندگان آدورنو این اشاره‌ها به تحقق انسان را حاشیه‌ای در اندیشه او می‌دانند، یا نشانه‌ای از این که او نتوانسته خود را از استانداردهای بورژوایی زندگی خوب رها کند. به نظر من، این‌گونه تفسیرها اشتباه هستند. آدورنو هم‌چنان یک اندیش‌مند دیالکتیکی باقی می‌ماند، چرا که نظم اجتماعی را چیزی واحد و منسجم نمی‌بیند. او آن را سرشار از تضاد می‌بیند و درست مانند مارکس، در تضادهای کنونی، وعده‌ی تحقق‌نیافته‌ای از خوش‌بختی آینده را می‌بیند که اکنون از آن محرومیم. او در این زمینه نمونه‌ای است از نقد درونی: هنجارهایی که دنیای کنونی ما را اداره می‌کنند، سازگار با خود نیستند؛ هم‌زمان هم درست و هم نادرست هستند، هم‌زمان هم ایده‌آل و هم ایدئولوژی‌اند. آن‌ها تنشی حل‌نشده را نشان می‌دهند که تنها از طریق تغییرات اساسی در روابط اجتماعی می‌توان آن را برطرف کرد و این تغییرات می‌تواند به «انسانیت سازگار» (Reconciled Humanity)، که آدورنو از آن صحبت می‌کند، منجر شود.

می‌پذیرم که این نظر ممکن است برای برخی از شکاکان هم‌چون آرمان‌شهری افراطی به نظر برسد. مشابه با نظریه‌ی مارکس پیرامون جامعه، این آرمان‌شهری است که با ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از شرایط کنونی اصلاح شده است. مارکس هرگز باور نداشت که منتقد اجتماعی بتواند از زمانه‌ی خود خارج شود و شرایط آینده‌مان را مشخص کند. آدورنو دست‌کم در این زمینه هم‌چنان فرزند وفادار مارکس باقی می‌ماند: او در جست‌وجوی نشانه‌های پراکنده‌ای از امکانات مادی است که اکنون از ما سلب شده‌اند. این یکی از دلایلی است که چرا هنجارهای تحقق‌نیافته‌ی مدرنیته هم‌چنان متزلزل یا حتی آسیب‌دیده‌اند. در این‌جا شباهتی بین نظریه‌ی فقر مارکس و نظریه‌ی هنجارهای پیش‌بینی‌شده آدورنو وجود دارد. آدورنو، مانند مارکس، باور ندارد که شرایط کنونی به ما اجازه می‌دهد استانداردهای بی‌عیب و نقصی را که روزی به تحقق خواهند رسید، درک کنیم. طبقه کارگر نه از کمال بهره‌مند است و نه از تحریفات جدی رهایی یافته. می‌توانیم همین را درباره‌ی هنجارهایی بگوییم که در عملِ نقد اجتماعی هدایت‌مان می‌کنند: هنجارهایی که برای نقد باید به آن‌ها استناد کنیم، به اندازه‌ی دنیای آسیب‌دیده‌ی خود آسیب‌دیده‌اند.

آدورنو روزی درباره فلسفه‌اش گفته بود که این فلسفه بیش‌تر ضدنظام است تا یک نظام، جایی که همه‌ی مفاهیم به یک اندازه به مرکز نزدیک هستند. با این حال، می‌گویم که تعهدات فلسفی‌ آدورنو بیش‌تر از همه توسط یک اصل واحد که آن را «اولویت شیء» (The Primacy of the Object) می‌نامد، برانگیخته می‌شود. این اصل به معنای گسترده‌ی کلمهْ ماتریالیستی است: او می‌خواهد آموزه‌ی ایده‌آلیستی را از بین ببرد که بر اساس آن سوژه‌ی شناختی ظرفیت تسلط بر جهان را دارد. بخش زیادی از کار فلسفی آدورنو صرف این ایده می‌شود که ما باید در برابر قدرت سوژه مقاومت کنیم؛ باید به جای آن، نقش تعیین‌کننده‌ی دنیای مادی و عینی را در شکل‌دهی تجربه‌ی فردی و جمعی‌مان بپذیریم. آدورنو معتقد بود که هیچ‌چیز نمی‌تواند به اندازه‌ی تأکید بر نقش اساسی مفاهیم ما در تجربهْ بر واقعیت غلبه کند، اما همیشه لحظه‌ای در تجربه باقی خواهد ماند که از دست‌رس مفهومی ما خارج است. این لحظه همان چیزی است که او آن را «ناهم‌سان»(Non-identical) می‌نامد.

اگرچه این ادعا به‌طور قطع بحث‌برانگیز است، آدورنو تا آنجا پیش رفت که این اندیشه را بپذیرد که امر ناهم‌سان مشابه مادی «شی در خود» (Thing In Itself) کانت است. این مفهوم نقطه حد توانایی سوژه را مشخص می‌کند و از این رو نمادی است از آنچه ری لانگتن فیلسوفْ «تواضع معرفتی» (Epistemic Humility) می‌نامد. از دیدگاه مارکسیستی، امر ناهم‌سان به چیزی اشاره دارد که نشان‌دهنده‌ی امر کاملاً خاص یا جای‌گزین‌پذیر است، عنصری که در برابر منطق مبادله‌ای سرمایه‌داری مقاومت می‌کند. می‌توان گفت که بسیاری از تلاش‌های انتقادی آدورنو به کشف لحظات ناهم‌سان در تمامی جنبه‌های زندگی ما معطوف است. این لحظات ناهم‌سان سرشت آموزشی دارند ــ یعنی درباره‌ی این‌که جهان باید چگونه باشد چیزی به ما می‌آموزاند. منظورم همان چیزی است که به آن‌ها به‌عنوان «منابع هنجاری» (Sources of Normativity) اشاره می‌کنم. از این منظر، ما از نیروی پیش‌بینی‌کننده یا هنجاری که مارکس در لحظات خودمتناقض یا ناهم‌سان جامعه سرمایه‌داری می‌بیند، فاصله زیادی نداریم.

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: یکی از حوزه‌هایی که شما به ردپای شادی در اندیشه‌ی آدورنو اشاره می‌کنید، تفکر او درباره‌ی نظریه و تجربه‌ی زیبایی‌شناختی است. شما بیان می‌کنید که برای آدورنو، «تمام هنر به اندازه‌ای که انعکاسی از رنج انسانی باشد، سهمی از حقیقت را در خود دارد.» کتاب شما شامل تعدادی تفحص در نوشته‌های آدورنو است که به موسیقی کلاسیک می‌پردازد. با این حال، آدورنو به‌طور معروف جاز را به فرم کالایی تقلیل داد که حتی از درک رنج و امید انسانی که در «آوازهای روحی سیاه‌پوستان» و بلوزها بیان شده بود، ناتوان بود. شما البته این دیدگاه‌ها را نقد می‌کنید. اما با توجه به این نکات، آیا دلایلی وجود ندارد که نشان دهد نظریه‌ی اجتماعی آدورنو در پرداختن به تجربه‌ی سیاه‌پوستان محدود است؟

پیتر گوردون: آن‌چه آدورنو «جاز» می‌نامید، چیزی نیست که امروز با آن مواجهه می‌شویم. او این واژه را در معنای وسیع‌تری به‌کار می‌برد، به‌عنوان نامی برای تمامی موسیقی‌های کالایی‌شده؛ آن‌چه او از این ژانر می‌شناخت بیش‌تر به گروه‌های بزرگ آن دوران محدود بود، به‌ویژه پال وایتمن و ارکستر او (که جالب است بدانید، یک گروه تماماً سفیدپوست بود). ممکن است برای خوانندگان امروز سخت باشد که این تفاوت در سطح دانش را بپذیرند، اما این موضوع تازه‌ای نیست که آدورنو به‌شدت از فرهنگ کالایی‌شده انتقاد کرده باشد؛ او به‌طور کلی از محصولات صنعت فرهنگ انتقاد می‌کرد. به نظر من، بخشی از مشکل این است که آمریکایی‌ها دوست دارند تصور کنند که موسیقی کالایی‌شده‌شان در واقع عرصه‌ای از آزادی بیان است، بنابراین وقتی می‌خوانند که آدورنو از جاز خوشش نمی‌آمد، این امر را نوعی واکنش نخبه‌گرایانه تعبیر می‌کنند. اما در این‌جا سوءتفاهمی عمیق‌تر وجود دارد: واقعیت این است که آدورنو گاهی اوقات از جاز یا نمونه‌هایی از موسیقی‌ که امروزه آن‌ها را «آهنگ‌های آمریکایی» می‌نامیم، لذت می‌برد. او حتی چند کلمه‌ی تحسین‌آمیز درباره‌ی دست‌کم چند نمونه از این ژانر نوشت. متاسفانه، آن چند کلمه‌ی تحسین‌انگیز به اندازه‌ی مقاله‌های جدلی‌اش درباره‌ی موسیقی کالایی‌شده معروف نیستند. درس عمیق‌تری که باید از این جنجال بگیریم این است که آدورنو استانداردهای بسیار دقیقی برای نقد فرهنگ داشت و هیچ چیزی را از نگاه بی‌رحمانه‌ی خود معاف نمی‌کرد. اما چرا باید از یک منتقد در سنت نئومارکسیستی انتظار داشته باشیم که دیدگاهی مهربانانه‌ داشته باشد؟ پیش‌فرض اساسی در نظریه‌ی مارکسیستی این است که جامعه‌ی سرمایه‌داری با بیماری‌های فراگیری نشانه‌گذاری شده که در سطح فرهنگ نیز بروز می‌کنند.

آدورنو در نقد سنت موسیقی به‌اصطلاح «هنر والا» نیز هیچ‌گونه تخفیفی قائل نبود. او بسیاری از آثار این حوزه را نفرت‌انگیز می‌‌دانست؛ کافی است نوشته‌هایش را درباره‌ی سیبلیوس، استراوینسکی یا چایکوفسکی بخوانید تا متوجه شوید که نمی‌توان او را کسی دانست که نسنجیده عاشق یک زاویه‌ی دید اروپایی است. بیش‌تر نوشته‌های آدورنو به یک لایه‌ی خاص موسیقی آلمانی اختصاص دارد که از مکتب اول وین (موتسارت، هایدن و بتهوون) تا مکتب دوم وین (شوئنبرگ، وبرن و برگ که خود استادِ آدورنو در ترکیب موسیقی بود) را شامل می‌شود. آدورنو مطالب تحقیقی زیادی برای کتابی درباره‌ی بتهوون نوشت که هیچ‌گاه کامل نشد و کتاب‌هایش درباره‌ی واگنر و مالر نیز از دیدگاه‌های عمیق و بصیرت‌آمیزی برخوردار است. اما در این‌جا هم او بیش‌تر منتقدی دقیق بود تا یک پیرو. آن‌چه او در اثر هنری تحسین می‌کند، نه تعالی خیالی آن بلکه توانایی‌اش در به تصویر کشیدن رنج و نقص دنیای اطرافش در قالب خود است. به همین دلیل بود که به آثار دیرهنگام بتهوون علاقه داشت، جایی که شکست‌ها و ترک‌ها به‌طور آشکار محدودیت‌های سوژه و وعده‌های غیرهویتی را نشان می‌دهند. با این حال، نباید تصور کنیم که آدورنو فقط به موسیقی‌هایی که مانند دنیای آسیب‌دیده خود آسیب دیده‌اند، علاقه داشت. او به نقل از استندال و بودلر می‌گفت که تمام هنر اصیل همواره به‌عنوان «وعده‌ی‌ شادی» (Promise of Happiness) نمایان می‌شود. این‌جا بود که من به‌طور اتفاقی عنوان کتابم را پیدا کردم. آدورنو گفته بود که موسیقی مدرن به اندازه ناامیدی‌اشْ «شادی نامطمئن» دارد. به نظر من، این جمله بیان‌گر درک وسیع‌تری از هنر است که آن را هم‌چون دیالکتیکی حل‌نشده نشان می‌دهد.

دنیل استاینمتز ـ جنکینز: این مسئله، البته، به سؤالات کلی‌تری درباره‌ی ارتباط نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت با لحظه‌ی حاضر مرتبط می‌شود. همان‌طور که قبلاً اشاره شد، این مکتب فکری سال گذشته صدمین سالگرد تأسیس خود را جشن گرفت. ممکن است برخی درباره‌ی ارتباط آن با دنیای امروز سؤالاتی داشته باشند: آیا نظریه‌ی فرانکفورت چیز زیادی درباره‌ی نئولیبرالیسم، جنگ‌های بی‌پایان و مسائل مشابه برای گفتن دارد؟ یا اصلاً نسل کنونی دانش‌مندان تحت تأثیر این مکتب کیست؟ آیا این مکتب فکری اکنون در بحران است؟

پیتر گوردون: من خودم فکر می‌کنم که ایده‌ی «ارتباط» با اکنون به‌طور کلی اندکی ناخوشایند است. یکی از بدترین کارهایی که می‌توان با هر مکتب نظری انجام داد، این است که آن را در مقابل مشکلات زمان حال قرار دهیم و نتیجه بگیریم که اگر نظریه نتواند پاسخی کاملاً رضایت‌بخش به تمام آن‌ها بدهد، باید آن را به‌عنوان نظریه‌‌ای منسوخ کنار گذاشت. می‌دانم که در میان تاریخ‌نگاران اندیشهْ این رفتار تحقیرآمیز مد شده است. اما به نظر من، این توهمی است تاریخ‌گرایانه که باید در برابر آن مقاومت کنیم. برخی از آثار شکاکانه درباره‌ی مارکسیسم را به یاد می‌آورم که در آن‌ها گفته می‌شود مارکس اندیش‌مندی متعلق به قرن نوزدهم بوده زیرا دغدغه‌های او دیگر برای دوران کنونی کارآمد نیست. تمام نظریه‌ها به ما بینش‌هایی جزئی یا ناقص می‌دهند، و هیچ‌یک از آن‌ها دارویی معجزه‌آسا برای همه‌ی دردهایی که با آن‌ها مواجه‌ایم، نیست. اگر به دنبال آموزه‌های جامع هستیم، شاید با رجوع به دین بخت و اقبال بهتری داشته باشیم (و اضافه می‌کنم که در دوران جنگ سرد، خودِ مارکسیسم به‌عنوان دینی سکولار متهم می‌شد که آزمایش‌ناپذیر است و به همه چیز پاسخ می‌دهد). وقتی بپذیریم که هیچ‌یک از نظریه‌ها نمی‌تواند کلید حل تمامی مشکلات ما باشند، بهتر می‌توانیم با آزادی و خودانگیختگی فکر کنیم، بدون این‌که همیشه خود را به آموزه‌‌ای خاص مقید بدانیم.

امروزه یکی از مزایای نظریه‌ی انتقادی این است که این مکتب فکری خود را درون نظامی بسته محدود نمی‌کند؛ اصلاً طرح ایده‌‌ای با عنوان مکتب فرانکفورت گم‌راه‌کننده است. بیش‌تر یک نگرش است: نگرشی که به ما اجازه می‌دهد به تناقض‌ها گشوده باشیم و درک‌‌‌هایمان را پیوسته تعدیل کنیم. این ایده که فرایند یادگیری را در پاسخ به شرایط جدید در خود جای داده است، در ذات خود این نظریه نهفته است. به‌عنوان نکته‌ای جالب، مدیر کنونی موسسه‌ی فرانکفورت، استفان لسِنیش، جامعه‌شناس است و تأکید زیادی بر تحقیقات تجربی در این موسسه دارد. حالا کاملاً واضح است که خود آدورنو استعداد زیادی در تفکر جزئی درباره‌ی مسائل سیاسی یا اقتصادی نداشت؛ نقاط قوت او جای دیگری بود. برای تأمل در این‌گونه سؤالات، بهتر است به آثار کرش‌هایمر، پولاک، نیومن و دیگران رجوع کرد. آن‌ها هم اعضای نسل اول نظریه‌پردازان انتقادی بودند، اما هم‌چنان نمی‌توانم از آن‌ها (یا هیچ نظریه‌پردازی) انتظار داشته باشم که به همه‌ی مشکلاتی که امروزه ذهن ما را مشغول کرده‌اند پاسخ بدهند. بنابراین، با این ایده که نظریه‌ی انتقادی در بحران است مخالفم، ایده‌ای که البته کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، اغلب نگرانم که اکنون تفکر انتقادی به‌طور کلی در معرض خطر است. روندهای متنوع در جامعه‌ی مدرن (اقتصادی، ساختاری و فرهنگی) فضاهایی را که در آن‌ها نقد واقعی می‌تواند رشد کند، مسدود می‌کنند. بیش‌تر آن‌چه امروزه به‌عنوان گفت‌وگوی فکری در نظر گرفته می‌شود، برای من بیش از حد پرخاش‌گرانه و نمایشی به نظر می‌رسد: بازی استراتژیک هوش و ذکاوت به‌جای تفکر دقیق.

 

منبع:

https://ledbookmark.com/story1865729/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

https://socialaffluent.com/story1761554/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

https://tornadosocial.com/story1804649/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

 

نظریه شناخت رهایی‌بخش؛ در حاشیه کتاب «مارکس» تری ایگلتون – پیام حیدرقزوینی

 

آنچه در قلمرو اقتصادی حاکم است، در قلمرو سیاسی نیز وجود دارد به این معنا که دولت بورژوایی زمانی که پای انتخابات در میان باشد شهروندانش را به‌صورت انتزاعی برابر قلمداد می‌کند اما این کار را به شیوه‌ای انجام می‌دهد که نابرابری‌های اجتماعی خاص‌شان را منکوب و پنهان می‌سازد. ایگلتون در مقابل این مدل دموکراسی، از دموکراسی سوسیالیستی می‌گوید که در آن شکاف میان شکل سیاسی و محتوای اجتماعی از میان رفته است، به صورتی که حضور افراد در دولت سیاسی، به عنوان شهروندی مشارکت‌کننده، به معنای حضور به عنوان افراد واقعی است

در میان شرح و تفسیرهای متعددی که درباره اندیشه مارکس به فارسی منتشر شده کتاب کوچکی از تری ایگلتون با عنوان «مارکس» را می‌توان به عنوان درآمدی بر نظریات محوری مارکس در نظر گرفت که برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان نوشته شده است. این کتاب به‌رغم حجم کم به مهم‌ترین وجوه اندیشه مارکس توجه کرده و ایگلتون تا جایی که ممکن بوده مباحث را به شکل ساده مطرح کرده و ضمنا مدام به متون خود مارکس ارجاع داده است.

حیدرقزوینی در ادامه در شرق نوشت: «مارکس» تری ایگلتون، که با ترجمه اکبر معصوم‌بیگی اخیرا توسط نشر آگه بازچاپ شده، در واقع سیزدهمین کتاب از مجموعه بیست‌وچهار‌جلدی «فیلسوفان بزرگ» انتشارات راتلج است. ایگلتون در این کتاب آرای مارکس را در چهار بخش «فلسفه»، «انسان‌شناسی»، «تاریخ» و «سیاست» به شکل فشرده شرح داده است. او در آغاز کتاب این پرسش را مطرح کرده که مارکس به چه معنا فیلسوف است؟ مارکس در بسیاری از نوشته‌هایش دیدگاهی فلسفی دارد اما در عین حال می‌توان نگاهی تحقیرآمیز نسبت به فلسفه هم در اندیشه او یافت. ایگلتون از نوع خاصی از «نظریه عمل» یاد می‌کند که مدنظر مارکس بوده و آن را شناخت رهایی‌بخش می‌نامد. این شکل از شناخت خود را محدود به نظرورزی انتزاعات نمی‌کند. مارکس می‌خواهد از دیدگاه معرفت‌شناختی، آگاهی و جهان مادی را به شکل تنگاتنگ به هم گره بزند و در اینجا در عین حال مفهومی سیاسی هم وجود دارد که بر پایه آن می‌خواهد این رابطه را سست کند. از نظر مارکس ما زمانی که آزادانه و بی‌دلیل و فارغ از هرگونه نیاز مادی آنی تولید می‌کنیم بیشتر انسانیم و کمتر شبیه به جانوران دیگر.

ایگلتون در کتاب «مارکس» بیش از هر چیز بر این وجه از اندیشه مارکس دست گذاشته است. او به طور خاص بر آزادی از کار به قصد ضرورت جسمانی تأکید کرده است. مترجم فارسی کتاب نیز در مقدمه کوتاهش نوشته آزادی مستلزم خلاص‌شدن از کار تجاری است. کتاب ایگلتون با وجود کوتاهی‌اش شرحی کلی درباره ارتباط‌های میان تولید، کار و مالکیت به دست داده است. ایگلتون می‌گوید اگر بخواهیم اخلاق مارکس را توصیف کنیم باید آن را اخلاق زیبایی‌شناختی بنامیم؛ چرا‌که زیبایی‌شناسی آن شکلی از کردار انسانی است که به هیچ توجیه «فایده‌اندیشانه‌ای» نیاز ندارد، بلکه هدف‌ها، بنیادها و دلیل‌های اساسی خود را فراهم می‌آورد؛ این اخلاق عبارت است از نوعی به‌‌کارگیری توان‌مندی خود‌واقعیت‌بخشی برای خاطر خود آن؛ و در نظر مارکس سوسیالیسم دقیقا حرکتی عملی برای فراهم‌آوردن وضعیتی است که در آن چنین چیزی در دسترس بیشترین افراد ممکن باشد. ازاین‌رو او می‌گوید هرجا هنر باشد، انسانیت هم آنجاست.

ایگلتون همچنین مارکسیسم را چیزی بیش از صرف مجموعه‌ای از اندیشه‌های روشن می‌نامد که هرکس، در هر زمان، می‌تواند در سر بپروراند. به اعتقاد او مارکسیسم کمابیش پدیده‌ای وابسته زمان و مکان است که اذعان دارد همان مقوله‌هایی که در قالب آن می‌اندیشید- کار مجرد، کالا، فرد آزاد متحرک و مانند آن- فقط می‌تواند از میراث سرمایه‌داری و لیبرالیسم سیاسی سربرآورد. مارکسیسم به منزله گفتمان هنگامی سربرمی‌آورد که هم ممکن و هم ضروری است که به عنوان نقد درون‌مانای سرمایه‌داری و لذا به عنوان فراورده همسان عصری که میل دارد به فراتر از آن برگذرد، سربرآورد.

ایگلتون سپس به سراغ آینده‌ای که مدنظر مارکس است می‌رود. آینده‌ای که در آن جامعه به‌گونه‌ای سازمان‌ یافته که کار تا حد مقدور به‌صورت خودکار درآمده باشد، یعنی به شکلی که انسان‌ها، هم سرمایه‌داران و هم کارگران، دیگر به ابزارهای صرف تولید فروکاسته نشوند بلکه این امکان را داشته باشند که شخصیت‌های خود را به‌صورت تام و تمام پرورش دهند. برای رسیدن به «شکوفایی همگانی» مارکس از کوتاه‌کردن مدت روز کاری می‌گوید: «آزادی در زمینه کار تنها می‌تواند مبتنی بر انسان اجتماعی‌شده و تولیدکنندگان متحدی باشد که دادوستد خود را با طبیعت به نحو عقلانی تنظیم می‌کنند؛ و این مقصود را با صرف کمترین توش و توان و تحت شرایطی انجام می‌دهند که بیشترین تناسب و شایستگی را با سرشت انسانی داشته باشند. اما با این همه، کار همچنان قلمرویی از ضرورت برجا می‌ماند. در فراسوی کار، آن بالندگی توانمندی آدمی آغاز می‌شود که هدفی در خود و قلمرو راستین آزادی است، که با این‌همه فقط می‌تواند به‌مدد این قلمروِ ضرورت به‌عنوان شالوده خود شکوفا گردد. کوتاه‌کردن مدت روز کاری پیش‌شرط اساسی آن است».

ایگلتون این موضوع را به‌گونه‌ای دیگر هم طرح می‌کند و می‌گوید مارکس می‌خواهد ارزش کاربردی انسان‌ها را از قید بردگی ارزش مبادله‌ای رها کند. در نظام اجتماعی که با محوریت قواعد بازار و پول شکل گرفته، انسان‌ها به موجودات انتزاعی قابل مبادله بدل می‌شوند و درواقع، کارگران به شکل کالا درمی‌آیند و برای بقا مجبورند نیروی کار خود را به کسی که بیشترین بها را می‌دهد بفروشند. در طرف مقابل، برای خریدار نیروی کار هم اهمیتی ندارد که چه چیزی تولید می‌کند و مهم این است که آنچه تولید می‌شود سود داشته باشد. ایگلتون می‌گوید آنچه در قلمرو اقتصادی حاکم است، در قلمرو سیاسی نیز وجود دارد به این معنا که دولت بورژوایی زمانی که پای انتخابات در میان باشد شهروندانش را به‌صورت انتزاعی برابر قلمداد می‌کند اما این کار را به شیوه‌ای انجام می‌دهد که نابرابری‌های اجتماعی خاص‌شان را منکوب و پنهان می‌سازد. ایگلتون در مقابل این مدل دموکراسی، از دموکراسی سوسیالیستی می‌گوید که در آن شکاف میان شکل سیاسی و محتوای اجتماعی از میان رفته است، به صورتی که حضور افراد در دولت سیاسی، به عنوان شهروندی مشارکت‌کننده، به معنای حضور به عنوان افراد واقعی است.

همچنین وقتی تولید برای استفاده، جایگزین تولید برای سود شود، کارگران و به‌طورکلی انسان کالازدایی می‌شود و از منطق انتزاعی و فایده‌باور رها می‌شود. به باور ایگلتون، انسان‌شناسی سیاسی مارکس از مفهومی بسیار گسترده از کار مایه می‌گیرد، از مفهوم تن انسان به منزله سرچشمه زندگی اجتماعی. همچنین برداشت مارکس از تولید نیز محدود به تولید اقتصادی نیست. او اتفاقا معتقد است که از فقر معنوی سرمایه‌داری است که تولید تنها در معنای اقتصادی‌اش به ذهن متبادر می‌شود. در حالی که مارکس معتقد بود که تولید «مفهومی سخت فراخ است و معادل خودتحقق‌بخشی به شمار می‌آید؛ و تا این حدود، لذت‌بردن از یک هلو یا خشنودی از یک کوارتت زهی همان اندازه جنبه‌هایی از خودتحقق‌بخشی ما به شمار می‌آید که ساختن سدها یا تولید سریع و پی‌در‌پی چوب‌رختی».

 

منبع:

https://bookmarkfavors.com/story1818793/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

https://bookmarkyourpage.com/story1668551/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

https://businessbookmark.com/story1786177/%D9%BE%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%88-%D8%A8%D8%AA-pablo-bet

 

نتایج اولیه آزمون استخدامی کشور منتشر شد

 

کارنامه نتایج اولیه آزمون دوازدهمین امتحان مشترک فراگیر دستگاه‌های اجرایی کشور در سامانه مرکز آزمون جهاددانشگاهی قرار گرفت.

به گزارش گروه دانشگاه به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی، اطلاعیه مرکز آزمون جهاددانشگاهی درخصوص اعلام اسامی چند برابر ظرفیت دوازدهمین امتحان مشترک فراگیر دستگاه‌های اجرایی کشور منتشر شد.

در این اطلاعیه آمده است:

با عرض تبریک میلاد با سعادت مولی‌الموحدین، امیرالمومنین علی علیه‌السلام، به اطلاع داوطلبان دوازدهمین امتحان مشترک فراگیر دستگاه‌های اجرایی کشور می‌رساند، کارنامه نتایج اولیه آزمون مذکور از روز جمعه مورخ 28 دی‌ماه 1403 بر روی سامانه مرکز آزمون جهاددانشگاهی به نشانی hrtc.ir قابل مشاهده است و داوطلبان می‌توانند پس از ورود به قسمت پروفایل با استفاده از کدملی و کد رهگیری، کارنامه خود را مشاهده کنند.

شایان ذکر است آن دسته از داوطلبانی که در بخش وضعیت داوطلب عبارت «شما برای طی مرحله بررسی مدارک معرفی می‌شوید» را ملاحظه می‌کنند، می‌توانند با مراجعه به وب سایت اینترنتی دستگاه اجرایی مورد تقاضای خود، از مدارک مورد نیاز، زمان و مکان مراجعه جهت بررسی مدارک مطلع شوند.

تذکرات مهم:

1. صرفاً اطلاعات منتشر شده در سایت دستگاه‌های اجرایی معتبر می‌باشد.

2. معرفی داوطلب برای بررسی مدارک هیچگونه حقی برای استخدام فرد ایجاد نمی‌کند.

3. کلیه معرفی‌شدگان چند برابر ظرفیت دستگاه‌های اجرایی، برای کسب اطلاعات در خصوص نحوه پیگیری سایر مراحل جذب، مدارک مورد نیاز و زمان مراجعه به دستگاه مربوطه به سایت دستگاه‌های اجرایی(مندرج در جدول ذیل) مراجعه نمایند.

4.  چنانچه در هر مرحله از مراحل امتحان مشترک فراگیر، مصاحبه و جذب، محرز شود داوطلب به اشتباه یا به عمد اطلاعات خلاف واقع داده و یا فاقد شرایط مندرج در آگهی است، از انجام مراحل بعدی محروم گردیده و در صورت صدور حکم استخدامی، حکم مزبور لغو و بلااثر می شود و مسئولیت ناشی از عدم رعایت دقیق ضوابط و شرایط اعلام شده در متن آگهی استخدامی و یا ارائه مدارک به صورت ناقص در زمان بررسی مدارک، مصاحبه و گزینش برعهده داوطلب خواهد بود.

در خاتمه اضافه می‌نماید که هر گونه پاسخگویی به داوطلبان در خصوص کارنامه ایشان صرفاً به صورت غیرحضوری و از طریق ورود به پروفایل کاربری، در سامانه مرکز آزمون جهاددانشگاهی به آدرس از 2 تا 7 بهمن‌ماه 1403 انجام می‌شود، لذا داوطلبان گرامی از تماس تلفنی و مراجعه حضوری خودداری نمایند.

 

منبع:

 

https://funny-lists.com/story17219960/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://thefairlist.com/story6185912/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://45listing.com/story17872761/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

 

اطلاعیه قوه قضائیه درباره ترور قاضی مقیسه و قاضی رازینی

 

ساعتی پیش دو قاضی برجسته، خدوم، انقلابی و قاطع در برابر مخلّان امنیت مردم، به شهادت رسیدند؛ تروریست بلافاصله خودکشی کرد.

به گزارش گروه اجتماعی، مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد؛ صبح امروز فرد مسلحی نفوذی در دیوان‌عالی کشور در اقدامی برنامه‌ریزی‌شده اقدام به ترور دو قاضی شجاع و پرسابقه در مبارزه با جرایم علیه امنیت ملی، جواسیس و تروریزم کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین رازینی؛ رییس شعبه 39 و حجت‌الاسلام والمسلمین مقیسه؛ رییس شعبه 53 دیوان‌عالی کشور بودند.

در پی این اقدام تروریستی، دو قاضی خدوم، انقلابی و قاطع در برابر مخلّان امنیت مردم به شهادت رسیدند.

 

منبع:

 

https://listbell.com/story5977445/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://seolistlinks.com/story17605694/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://getidealist.com/story17846165/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

 

در انگلیس اتفاق افتاد: داور بازی ؛تصمیم اتاق VAR را وتو کرد و رأی را نپذیرفت؛

 

نازک بین- رابرت جونز، داور انگلیسی، در جریان بازی چلسی برابر بورنموث ، تصمیم قاطعی در مخالفت با اتاق داوران ویدیویی اتخاذ کرد.چلسی ،در چارچوب دیدارهای هفته بیست و یکم رقابت‌های لیگ برتر انگلیس در ورزشگاه استمفورد بریج روبروی بورنموث به میدان رفت و دو تیم پس از ۹۰ دقیقه تلاش به تساوی ۱-۱ رضایت دادند، تا دست شاگردان انزو مارسکا از کسب سه امتیاز کوتاه بماند.اما، جنجال عجیب و اتفاقی تاریخی در جریان این بازی رخ داد که توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این اتفاق در فاصله کوتاهی پس از این که جاستین کلایورت موفق شد گل مساوی را به ثمر برساند رخ داد. مارک کوکوریا در حال تدارک یک ضد حمله برای چلسی بود که بروکز موهایش را کشید و او را متوقف کرد.

کمک داور ویدیویی با بررسی این صحنه به داور اعلام کرد که او مستحق دریافت کارت قرمز است و از جونز خواست که به کنار زمین برود و بار دیگر این صحنه را از روی نمایشگرها تماشا کند .اما او ،پس از دیدن این صحنه به نتیجه رسید که این اقدامی خشونت آمیز نبوده است و تنها به نشان دادن کارت زرد برخلاف نظر کمک داور ویدیویی اکتفا کرد.این لحظه‌ای تاریخی بود چون برای اولین بار در رقابت‌های لیگ برتر انگلیس بود که داور تصمیم کمک داور ویدیویی برای نشان دادن کارت قرمز را رد می‌کرد و باعث تعجب بسیاری از بازیکنان چلسی شد که به شدت از این تصمیم ناراحت و عصبانی بودند.

اتحاد بارسلونا و رئال مادرید علیه یوفا

 یک روز پیش از جدال حساس دو تیم بارسلونا و رئال مادرید در فینال سوپرجام اسپانیا و برتری پنج بر دو بارسلونا در این مسابقه حساس، خوان لاپورتا و فلورنتینو پرز رؤسای دو باشگاه در عربستان سعودی با یکدیگر دیدار کردند؛ این اولین ملاقات رسمی مدیران دو باشگاه رقیب فوتبال اسپانیا پس از جنجال‌های پرونده انریکه نگریرا و اتهام فساد به باشگاه بارسلونا بود که باعث شد روابط خوب بین دو باشگاه، تحت‌الشعاع قرار بگیرد. با این حال سکوت رئال مادرید در ماجرای ثبت قرارداد دنی اولمو و پائو ویکتور و اهداف مشترک مدیران باشگاه‌ها مقابل یوفا و لالیگا، بار دیگر این دو باشگاه را خارج از زمین فوتبال به یکدیگر نزدیک کرده است. فلورنتینو پرز به شکل غیررسمی تأکید کرده که بارسلونا یک شریک است، نه یک رقیب و دو باشگاه باید به هم کمک کنند. یکی از قسمت‌های مصاحبه مفصل خوان لاپورتا پس از قهرمانی بارسلونا در سوپرجام، تشکر رئیس آبی‌واناری‌ها از رئال مادرید و به طور کلی، باشگاه‌هایی بود که در مسیر حل پرونده ثبت قرارداد دنی اولمو سنگ‌اندازی نکردند.

 لاپورتا در این مصاحبه گفت: «من نمی‌خواهم مکالمات خصوصی‌ام با سایر رؤسای باشگاه‌ها را فاش کنم. اما می‌توانم بگویم که از باشگاه‌هایی مثل رئال که موضع بدی علیه این موضوع نگرفته‌اند، سپاسگزارم. آنها به‌وضوح دیده‌اند که این راه درستی نیست. ما می‌توانیم در زمین بازی رقبای جدی یکدیگر باشیم، اما در خارج از زمین و در چهارچوبی مانند این، از منافع یکدیگر دفاع کنیم. سوپرلیگ همچنان ادامه دارد. قرار بود قبلاً راه‌اندازی و اجرایی شود، اما هنوز در راه‌اندازی است و من این را تکرار می‌کنم: باشگاه‌ها حق دارند درآمد بیشتری کسب کنند. بیایید برای پایداری فوتبال اروپا تلاش کنیم.»

باران دلار عربستان بر سر مرد سال فوتبال ۲۰۲۴

باشگاه الهلال برای جذب بهترین فوتبالیست دنیا آماده هزینه‌ای به اندازه ۴ برابر ارزش کل لیگ ایران است. «وینیسیوس به الهلال می‌رود!»، این بمب خبری دیاز، سردبیر نشریه مارکا اسپانیا درباره آینده ستاره برزیلی رئال مادرید است.دستمزدی که عربستان به وینیسیوس پیشنهاد داده ۲۰۰ میلیون یورو در سال است که ۲۰ برابر دستمزد کنونی‌اش در رئال است.ریخت وپاش عجیب عربستان به پای فوتبالیست‌های سرشناس برای آوردن به لیگ این کشور درحالی رقم می‌خورد که طبق گزارش‌های رسیده، سعودی‌ها در طی دو فصل با ۱.۵ میلیارد دلار هزینه کردند ولی در زمینه درآمدزایی به مشکل خوردند و بیش از یک میلیارد دلار ضرر کردند.سردبیر نشریه مادریدی می‌گوید که «رئیس کمیته اجرایی لیگ عربستان مصمم به جذب وینیسیوس در تابستان پیش‌رو است» و مذاکرات خود را با ستاره رئال آغاز کردند.بر اساس گزارش نشریه مارکا، وینیسیوس در صورت انتقال به الهلال به «گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال تبدیل می‌شود» چون عربستان حاضر است ۵۰۰ میلیون یورو در ازای این بازیکن پرداخت کند.

همسایگی اینتر و ناپولی

گل‌های دنزل دومفریز و لائوتارو مارتینس برای پیروزی خانگی اینتر مقابل بولونیا کافی نبود و شاگردان وینچنزو ایتالیانو با ۲ شوت منحرف‌شده کار را به تساوی ۲ بر ۲ کشاندند تا اینتر فرصت عالی برای کاهش اختلاف با صدر جدول سری آ را از دست بدهد. اینتر در ۷ مسابقه اخیر مقابل بولونیا تنها ۲ بار موفق به پیروزی شده است.

بایر مونیخ در خانه گلباران کرد

در هفدهمین هفته از رقابت‌های بوندس‌لیگا، بایرن مونیخ در دیداری یک‌طرفه میزبان هوفنهایم بود و با نتیجه قاطع ۵ بر صفر به پیروزی رسید. گل‌های بایرن را لروی سانه (۲ گل)، رافائل گوریرو، هری کین (از روی نقطه پنالتی) و سرژ گنبری به ثمر رساندند. این تیم با کسب این پیروزی ارزشمند، امتیازاتش را به عدد ۴۲ رساند و جایگاه خود را در صدر جدول تثبیت کرد‌.

اکران جدید بارسلونا؛ پیروزی ۵ بر ۱ برابر رئال بتیس

تیم‌های فوتبال بارسلونا و رئال بتیس در مرحله یک‌هشتم نهایی جام حذفی اسپانیا به مصاف هم رفتند که این بازی با برتری ۵-۱ بلوگرانا خاتمه یافت.بارسلونا همان استراتژی جدال با رئال مادرید را در پیش گرفت. پرس سنگین تیم هانسی فلیک و بالا بازی کردن آن‌ها از اول مسابقه مشهود بود و خیلی زود هم به نتیجه دلخواه رسید. گاوی در دقیقه ۳ گل اول بارسا را وارد دروازه مهمان کرد تا آبی‌واناری‌ها خیلی زود پیش بیفتند.بارسلونا انقدر حمله و پرس کرد تا این‌که قوای تیمی رئال بتیس در همان نیمه اول تحلیل رفت و شاگردان مانوئل پیگیرینی بالاخره تسلیم میزبان بی‌رحم شدند. ژول کونده روی پاس تماشایی لامین یامال، گل دوم بارسا را به ثمر رساند و اختلاف دو برابر شد.آتش‌بازی بارسلونا مقابل بتیسِ نیمه جان با گل‌های رافینیا، فران تورس و لامین یامال تکمیل شد. تا یک رئال دیگر هم بعد از رئال مادرید، طعم تلخ پنج‌تایی شدن مقابل بارسلونا را بچشد.

 

منبع:

 

https://bookmarkstumble.com/story17691926/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://bookmarkstime.com/story16524713/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://gatherbookmarks.com/story16763477/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

 

درد جدایی از همسر، به مشکلات پپ ؛ اضافه شد؛ زنبورها دیگر نیش نمی زنند؛

 

نازک بین- سرمربی سیتی پس از نزدیک به سه دهه سال زندگی مشترک از همسرش جدا شده است.در چند ماه گذشته شرایط منچسترسیتی بسیار ناپایدار بوده و دلایلی مانند آسیب رودری و یا آسیب‌دیدگی بازیکنان و همچنین افت کیفیت بازیکنان اصلی منچسترسیتی ، باعث شکستها و نتایج ناامید کننده بوده. با این حال روز گذشته خبرهائی از اسپانیا به گوش رسید. تا با شنیدن این اخبار، حالا دلیل دیگری بر بی‌تابی‌های اخیر سرمربی و عدم کسب نتایج آشکار می‌شود.پپ و کریستینا در ۲۳ سالگی سرمربی من سیتی، با یکدیگر آشنا شدند و رابطه‌ای به عمق ۳۰ سال را شکل دادند. آنها در سال ۲۰۱۴ و وقتی احساس می‌کردند قرار است تا ابد کنار یکدیگر باشند ،سرانجام طی مراسمی در بارسلونا ازدواج کردند. حالا در ۵۳ سالگی گواردیولا، این رابطه به انتهای خود رسیده و تصمیم جدایی در ماه دسامبر گرفته شد.پپ گواردیولا، همیشه همسرش را یکی از دلایل موفقیت خود عنوان می‌کرد و حتی بارها ‌می‌گفت حتی لباس‌های من توسط همسرم انتخاب می‌شود. در چنین شرایطی رفتارهای اخیر سرمربی منچسترسیتی کمی قابل درک خواهد بود. او، در گذشته بسیار اصرار داشت تا از فوتبال باشگاهی کناره‌گیری کند و کمی بعد دوباره به فوتبال بازگردد.

رسانه‌ها ی اسپانیا، خبر دادند که پپ گواردیولا آپارتمانی که از زمان حضور در منچسترسیتی در شهر بارسلون خریداری کرده و در زمان حضور در این شهر به همراه خانواده در آن اقامت داشت را ترک کرده است. همسر پپ، کریستینا، از مدتی پیش شهر منچستر را ترک کرده و در این آپارتمان که در یکی از مناطق لوکس بارسلون واقع شده است، اقامت داشت. پپ، هر زمان که فرصتی پیدا می کرد تا منچستر را ترک کرده و به بارسلون برگردد، وقت اش را به همراه کریستینا در این آپارتمان می گذراند. این آپارتمان در یکی از گران‌ترین محله‌های شهر بارسلون واقع شده و گواردیولا سه فرزند بالغ دارد. او ،در تمام این سالها چه در منچستر و چه در بارسلون در کنار همسر و فرزندان اش زندگی کرده است. وی اکنون برای اولین بار زندگی مجردی را تجربه می کند. روزنامه اسپانیایی ال‌پریودیکو، نوشته: علت تصمیم پپ و همسرش برای جدایی ناسازگاری بوده و خبری از خیانت یا چنین مسائلی نیست.

اتفاق شوکه‌کننده در فوتبال انگلیس؛ تهدید و آزار کلامی همسر هاورتز

افراد ناشناس در اینستاگرام، همسر کای هاورتز را به رفتارهای خشونت‌آمیز تهدید کردند.به نقل از فوتبال ۳۶۰، همسر کای هاورتز تصاویری از پیام‌های تهدیدآمیزی که اخیراً دریافت کرده را در شبکه اجتماعی اینستاگرام به اشتراک گذاشت. مهاجم آلمانی آرسنال در مسابقه اخیر تیمش مقابل منچستریونایتد عملکرد مناسبی نداشت و در فضای مجازی مورد انتقاد هواداران توپچی‌ها قرار گرفت. همسر او، سوفیا هاورتز در انتظار تولد نخستین فرزند خود قرار دارد و پیام‌های آزاردهنده‌ای دریافت کرد. این اقدام بازتاب زیادی در فضای رسانه‌های ورزشی انگلیس داشته است. آرسنال با وجود ایجاد موقعیت‌های متعدد موفق به پیروزی در مقابل تیم ۱۰ نفره منچستر یونایتد نشد و به تعبیر میکل آرتتا به شکلی باورنکردنی در مقابل شاگردان روبن آموریم تن به شکست داد تا از دور سوم رقابت‌های فصل جاری جام حذفی انگلیس کنار برود. کای هاورتز ،در این مسابقه یکی از بدترین شب‌های خود بعد از انتقال به آرسنال را پشت سر گذاشت. بازیکن تیم ملی آلمان در اواخر مسابقه ۲ موقعیت عالی را از دست داد و در ضربات پنالتی آخر بازی هم در گل کردن پنالتی خود در مصاف با آلتای باییندیر ناکام ماند.سوفیا هاورتز بعد از مسابقه مورد آزار کلامی چند نفر قرار گرفت. او ۲ تصویر از پیام‌های مستقیم و خصوصی دریافت‌شده را به اشتراک گذاشته و محتوای آن تهدید به قتل و آرزوی سقط جنین است. او نوشته: «امیدوارم از کار خود شرم‌زده شوید و خجالت بکشید. این حرف‌ها برای من بسیار شوکه‌کننده است و این را خطاب به هر کسی می‌گویم که ارسال چنین پیام‌هایی را عادی می‌داند.» او خطاب به ۵۴۰ هزار دنبال‌کننده خود در این شبکه اجتماعی می‌گوید: «نمی‌دانم چه حرفی باید بزنم اما بیایید محترمانه رفتار کنیم. می‌توانیم انسان‌های بهتری باشیم.» این زوج از سال ۲۰۱۸ با هم هستند و به زودی صاحب یک فرزند خواهند شد. باشگاه آرسنال برای شناسایی صاحبان حساب‌های آزارگر با شرکت فناوری اطلاعات «Signify» همکاری می‌کند. این بررسی‌ها بعد از شناخته شدن افراد خاطی به معرفی آنها به پلیس انگلیس منجر خواهد شد. شبکه اجتماعی اینستاگرام این پیام‌های تهدیدآمیز را به دلیل نقض مقررات حذف کرده. کای هاورتز ۲ روز دیگر در یکی از مهم‌ترین مسابقه‌های آرسنال در رقابت‌های فصل ۲۵-۲۰۲۴ لیگ برتر انگلیس به میدان برمی‌گردد. آرسنال از ساعت ۲۳:۳۰ چهارشنبه شب در ورزشگاه امارات به مصاف شاگردان آنژ پوستکوگلو در تاتنهام می‌رود.

زنبورها دیگر نیش نمی زنند

دورتموند با ۴ گل در خانه تیم انتهای جدولی هولشتاین‌کیل مغلوب شد.روزهای سیاه دورتموند تحت هدایت نوری شاهین ادامه دارد و زنبورها در خانه تیم قعرنشین هولشتاین با دریافت ۴ گل مغلوب شدند. شلیک‌های رینا و گیتنز دورتموند را تا مرز بازگشت پیش برد اما تلاش‌های دیرهنگام در مقابل تیم ۱۰ نفره بی‌فایده بود و تیم میزبان به لطف گل یان آرپ در آخرین ثانیه‌های مسابقه به پیروزی دلچسب ۴ بر ۲ رسید. این تنها سومین پیروزی هولشتاین در کل فصل بود و آنها برای خروج از منطقه سقوط به حداقل ۴ امتیاز دیگر نیاز دارند. دورتموند در ۶ مسابقه اخیر خود در بوندس‌لیگا تنها یک پیروزی به دست آورده است. دورتموند با تحمل ششمین شکست فصل ۲۵ امتیازی باقی ماند و همچنان در جایگاه هشتم جدول رده‌بندی رقابت‌های فصل ۲۵-۲۰۲۴ بوندس‌لیگای یک آلمان قرار دارد؛ هرچند با توجه به فشردگی جدول و با ادامۀ بازی‌های این هفته، تیم نوری شاهین تا نیمه دوم جدول سقوط خواهد کرد. هولشتاین‌کیل با کسب دومین پیروزی در ۳ دیدار اخیر ۱۱ امتیازی شد. اما همچنان در جایگاه هفدهم و منطقه سقوط قرار دارد. 

میلان با کونسیسائو، دوباره بازگشت

نوزدهمین هفته از رقابت‌های سری آ، جدالی جذاب میان کومو و میلان را در ورزشگاه خانگی کومو به ارمغان آورد. ۲ تیم که در هفته‌های اخیر عملکردی دفاعی داشته‌اند. در دیداری پر از هیجان به مصاف یکدیگر رفتند و در نهایت، میلان توانست با نتیجه دو بر یک به برتری برسد و بازگشتی درخشان را رقم بزند. تئو هرناندس و رافائل لیائو برای این تیم گل زدند. میلان با این برد رده هفتم جدول را به خود اختصاص داد.بازی با احتیاط از سوی هر ۲ تیم در ابتدای نیمه آغاز شد. کومو و میلان که به دنبال بسته نگه داشتن دروازه‌های خود بودند با تمرکز بر دفاع، اجازه خلق موقعیت‌های خطرناک را نمی‌دادند. با این وجود کومو در ادامه یک موقعیت جدی گلزنی خلق کرد و  ضربه بازیکن این تیم راهی به دروازه پیدا نکرد.مسابقه در میانه‌های نیمه به شدت فیزیکی شد و چندین کارت زرد از جیب داور بیرون آمد. موراتا با دریافت کارت زرد از بازی برابر یوونتوس محروم شد. در لحظات پایانی نیمه، چند موقعیت نصفه و نیمه برای هر  ۲ تیم رقم خورد اما هیچ‌کدام نتوانستند از این فرصت‌ها استفاده کنند و در نهایت نیمه اول با نتیجه مساوی به پایان رسید.کومو ، در دقیقه ۶۰ به وسیله دیائو قفل دروازه‌ها را شکست و با یک شوت دقیق گل نخست را به ثمر رساند. در دقیقه ۷۱، تئو هرناندس توانست با ضربه‌ای استادانه بازی را به تساوی بکشاند. تنها ۴ دقیقه بعد، لیائو روی پاس تماشایی آبراهام که در نیمه دوم وارد میدان شده بود، گل دوم را به نام خود نوشت.در دقایق پایانی، کومو تلاش فراوانی برای به ثمر رساندن گل تساوی داشت. اما دفاع مستحکم میلان مانع از تغییر نتیجه شد. در نهایت بازی با نتیجه ۲ بر یک به سود میلان به پایان رسید تا شاگردان کونسیسائو ۳ امتیاز ارزشمند دیگر را به حساب خود واریز کنند. میلان روز شنبه در سری آ به مصاف یوونتوس می‌رود.

 

منبع:

 

https://tbookmark.com/story16339963/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://bookmarklinkz.com/story16387697/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://bookmark-rss.com/story16346739/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C

 

جهش ۵۰ درصدی نرخ دلارپایه محصولات عرضه شده در بورس کالا+جدول

 

با شروع روند افزایش نرخ ارز در سامانه نیما، دلار پایه عرضه بسیاری از محصولات عرضه شده در بورس کالا نیز با جهش قابل توجهی مواجه شده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ، حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اعلام کرد، آنالیز قیمت پایۀ عرضه و فروش نهایی مواد اولیۀ تولید در بورس کالا نشان می‌دهد با افزایش نیما، هم قیمت نهایی کالا و هم فاصلۀ دلار پایۀ عرضه با حداکثر دلار کشف شده افزایش یافته و این ادعا که گران کردن ارز رسمی اثری بر تورم (ناشی از افزایش هزینه) ندارد، اشتباه محض است.

به گزارش تسنیم، محصولات عرضه شده در بورس کالا اقلام تولید داخلی هستند که از طریق فرمول قیمت گذاری بر مبنای نرخهای جهانی یا مدل بروز شده قیمت هفته گذشته به واسطه افزایش رسمی اثر مشخصی روی تورم کالایی دارند.

در ادامه تغییرات پایه عرضه  برخی کالاها از گروه های پتروشیمی، فراورده های نفتی و فلزات قابل مشاهده است.

 

منبع:

 

https://thebookmarkid.com/story16493552/bc-game

https://push2bookmark.com/story16481690/bc-game

https://nowbookmarks.com/story16433764/bc-game

 

ارائه فیلم‌های ضبط شده کلاس‌ها برای دانش‌آموزان در منزل

 

به گفته مدیرکل آموزش و پرورش گیلان، در فضای مجازی و بستر شاد آمادگی کامل داریم تا در صورت لزوم به دانش آموزان آموزش داده شود حتی به صورت آفلاین می‌توانیم فیلم‌های آموزشی از کلاس‌ها را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهیم.

محمدحسین رمضانی مدیرکل آموزش و پرورش گیلان امروز در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در رشت با بیان اینکه برنامه‌های خودمراقبتی توسط مراقبان سلامت در مدارس اجرایی می‌شود، اظهار کرد: با توجه به شیوع بیماری در فصل سرما،  پروتکل‌هایی راپیشنهاد می‌کنیم که دانش‌آموزان به‌طور مرتب دست‌های خود را در مدرسه بشویند و در صورت مشاهده علائم بیماری از ماسک استفاده کنند،  همچنین، اگر بیماری دارند، والدین باید حتماً آن‌ها را به پزشک مراجعه دهند و در صورت نیاز، در خانه بمانند. 

وی با بیان اینکه این اطمینان را می‌دهیم که از طریق فضای مجازی آموزش‌های لازم را فراهم و به تکالیف دانش‌آموزان رسیدگی کنیم، گفت:  حتی اگر دانش‌آموزان به مدرسه بازگردند، مطالب را برای آن‌ها تکرار خواهیم کرد، البته دانش‌آموزان باید فاصله‌گذاری اجتماعی را در مدرسه رعایت کنند و ما نیز تهویه‌های مناسبی در کلاس‌ها فراهم کرده‌ایم و در این روزها به‌طور ویژه‌ای مدارس را ضدعفونی می‌کنیم تا از شیوع و ادامه‌دار شدن بیماری سرماخوردگی جلوگیری کنیم. 

مدیرکل آموزش و پرورش گیلان با بیان اینکه والدین بیشتر نگران عقب‌ماندگی تحصیلی فرزندانشان هستند، زیرا به دلیل ابتلا به بیماری، ممکن است نتوانند در کلاس‌های درس حضور یابند، تصریح کرد: اگر اطمینان حاصل شود که مدارس برای دانش‌آموزانی که بیمار هستند و در خانه استراحت می‌کنند، تمهیدات لازم را فراهم کرده‌اند، نگرانی‌ها والدین نیز کاهش می‌یابد، البته رعایت نکات ساده بهداشتی، مانند نگه داشتن فرزندان بیمار در خانه، بیشتر اجرایی خواهد شد تا دانش آموز نیز در سلامت باشد چراکه این نگرانی‌ها ممکن است باعث افزایش تعداد دانش‌آموزانی شود که بیمار می‌شوند و همچنین به طولانی شدن بیماری فرزندان منجر شود. 

رمضانی با اشاره به خدماتی که آموزش و پرورش در فضای مجازی و آموزش از راه دور فراهم کرده است، افزود: ما در فضای مجازی و بستر شاد آمادگی کامل داریم تا در صورت لزوم به دانش آموزان آموزش داده شود همانطور که در دوران کرونا از این ظرفیت استفاده شد، حتی به صورت آفلاین می‌توانیم فیلم‌های آموزشی از کلاس‌ها را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهیم تا آن‌ها بتوانند در منزل از این محتواهای آموزشی بهره‌مند شوند، همچنین، تکالیف به صورت بسته‌های آموزشی برایشان ارسال می‌شود. 

وی با بیان اینکه خانواده‌ها نیز خواستار اجرای سریع‌تر فرآیند ارسال فیلم کلاس‌ها در بستر شاد توسط آموزش و پرورش بودند تا به حفظ سلامت دانش‌آموزان کمک شود و آن‌ها از درس عقب نمانند، گفت: اگر دانش‌آموز یا والدینش چنین سرویسی دریافت نکردند، می‌توانند به ادارات مربوطه مراجعه یا با مدیران تماس بگیرند تا این خدمات در اختیارشان قرار گیرد، البته دانش‌آموزان عضو کانال‌های خاصی هستند که این بسته‌های آموزشی را دریافت می‌کنند. 

مدیرکل آموزش و پرورش گیلان همچنین اشاره کرد که فعلاً الزام خاصی برای استفاده از ماسک در مدارس وجود ندارد، اما اگر شرایط خاصی در مدرسه‌ای پیش بیاید، مسئول بهداشت مدرسه این ضرورت را برای دانش‌آموزان توضیح خواهد داد و تأکید می‌شود که معلم به عنوان اولین نفر از ماسک استفاده کند تا الگوی مناسبی برای دانش‌آموزان باشد.  

 

منبع:

https://zbookmarkhub.com/story16536970/bc-game

https://iwanttobookmark.com/story16474335/bc-game

https://zanybookmarks.com/story16481791/bc-game

 

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد